خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بامدادان ساغری پر کرد خوش خمارهایچون فرقدی عرعرقدی شکرلبی مه پارهای
۲
آن نرگس سرمست او و آن طره چون شست اوو آن ساغری در دست او هر چاره بیچارهای
۳
چنگ از شمال و از یمین اندر بر حوران عیندر گلشنی پر یاسمین بر چشمهای فوارهای
۴
ای ساقی شیرین صلا جان علی و بوالعلابر کف بنه ساغر هلا بر رغم هر غم بارهای
صفحهٔ ۱ از ۷