شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عارف گوینده اگر تا به سحر صبر کنیاز جهت خسته‌دلان جان و نگهبان منی
۲
همچو علی در صف خود‌، سر نَبَری از کف خودبولهب وسوسه را تا نکنی راهزنی
۳
راه‌زنان را بزنی تا که حقت نام نهدغازی من حاجی من گرچه به تن در وطنی
۴
ساقی جام ازلی مایهٔ قند و عسلیبارگه جان و دلی گنج‌گه بوالحسنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth