خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که توییتو نه بر آنی که منم، من نه بر آنم که تویی
۲
من همه در حکم توام، تو همه در خون منیگر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی
۳
با همه ای رشک پری، چون سوی من برگذریباش چنین، تیز مران! تا که بدانم که تویی
۴
دوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو منکرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی
صفحهٔ ۱ از ۳