شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدیبی‌دل من بی‌دل من راست شدی هر چه بدی
۲
گر کژ و گر راست شدی ور کم ور کاست شدیفارغ و آزاد بدی خواجه ز هر نیک و بدی
۳
هیچ فضولی نبدی هیچ ملولی نبدیدانش و گولی نبدی طبل تحیات زدی
۴
خواجه چه گیری گروم تو نروی من برومکهنه نه‌ام خواجه نوم در مدد اندر مددی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth