شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ایدر خم گردون فکنم هر نفسی غلغله‌ای
۲
زیر قدم می‌سپرم هر سحری بادیه‌ایخون جگر می‌سپرم در طلب قافله‌ای
۳
آه از آن کس که زند بر دل من داغ عجببر کف پای دل من از ره او آبله‌ای
۴
هم به فلک درفکند زهره ز بامش شرریهم به زمین درفکند هیبت او زلزله‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth