شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ایای که چو آفتاب و مه دست کرم گشاده‌ای
۲
صبح که آفتاب خود سر نزده‌ست از زمینجام جهان نمای را بر کف جان نهاده‌ای
۳
مهدی و مهتدی توی رحمت ایزدی تویروی زمین گرفته‌ای داد زمانه داده‌ای
۴
مایه صد ملامتی شورش صد قیامتیچشمه مشک دیده‌ای جوشش خنب باده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth