خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنینی به خدا که از دغل چشم فراز میکنی
۲
چشم ببستهای که تا خواب کنی حریف راچونک بخفت بر زرش دست دراز میکنی
۳
سلسلهای گشادهای دام ابد نهادهایبند که سخت میکنی بند که باز میکنی
۴
عاشق بیگناه را بهر ثواب میکشیبر سر گور کشتگان بانگ نماز میکنی
صفحهٔ ۱ از ۳