خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز ترش شدی مگر یار دگر گزیدهایدست جفا گشادهای پای وفا کشیدهای
۲
دوش ز درد دل مها تا به سحر نخفتهامز آنک تو مکر دشمنان در حق من شنیدهای
۳
ای دم آتشین من خیز توی گواه دلای شب دوش من بیا راست بگو چه دیدهای
۴
آینهای خریدهای مینگری به روی خوددر پس پرده رفتهای پرده من دریدهای
صفحهٔ ۱ از ۳