شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یا فتیشرح نمی‌کنم که بس عاقل را اشارتی
۲
فهم کنی تو خود که تو زیرک و پاک خاطریباده بیار و دل ببر زود بکن تجارتی
۳
نای به نه دهان همی‌آرد صبح ناله‌ایچنگ ز چنگ هجر تو کرد حزین شکایتی
۴
درده بی‌دریغ از آن شیره و شیر رایگانشیر و نبید خلد را نیست حدی و غایتی
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth