خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتیخاربنان خشک را از گل او طراوتی
۲
جان و دل فسرده را از نظرش گشایشیسنگ سیاه مرده را از گذرش سعادتی
۳
از گذری که او کند گردد سرد دوزخیوز نظری که افکند زنده شود ولایتی
۴
مرده ز گور برجهد آید و مستمع شودگر بت من ز مردهای یاد کند حکایتی
صفحهٔ ۱ از ۲