خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهینم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
۲
جان منی و یار من دولت پایدار منباغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی
۳
یا جهت ستیز من یا جهت گریز منوقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی
۴
عود که جود میکند بهر تو دود میکندشیر سجود میکند چون به سگ استخوان دهی
صفحهٔ ۱ از ۳