شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتریتا نفروشی ای صنم کز مه و مهر خوشتری
۲
ور دو هزار جان و دل بر در تو وطن کنددر مگشای ای صنم کز دل و جان تو برتری
۳
آینه کیست تا تو را در دل خویش جا دهدای صنما به جان تو کاینه در بننگری
۴
دست مده تو چرخ را تا که به پیش اسب اوغاشیه تو را کشد بر سر خود به چاکری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth