شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثریدر سر مست من فکن جام شراب احمری
۲
بحر کرم توی مرا از کف خود بده نواباغ ارم توی مها بر بر من بزن بری
۳
ای به زمین ز آسمان آمده چون فرشته‌ایوی ز خطاب اشربوا مغز مرا پیمبری
۴
بزم درآ و می بده رسم بهار نو بنهای رخ تو چو گلشنی وی قد تو صنوبری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth