شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداریکه امشب می‌نویسد زی نویسد باز فردا ری
۲
قلم را هم تراشد او رقاع و نسخ و غیر آنقلم گوید که تسلیمم تو دانی من کیم باری
۳
گهی رویش سیه دارد گهی در موی خود مالدگه او را سرنگون دارد گهی سازد بدو کاری
۴
به یک رقعه جهانی را قلم بکشد کند بی‌سربه یک رقعه قرانی را رهاند از بلا آری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth