شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتیما تلخ شدیم و تو در کان شکر رفتی
۲
نوری که بدو پرد جان از قفس قالبدر تو نظری کرد او در نور نظر رفتی
۳
رفتی تو از این پستی در شادی و در مستیآن سوی زبردستی گر زیر و زبر رفتی
۴
مانند خیالی تو هر دم به یکی صورتزین شکل برون جستی در شکل دگر رفتی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth