خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۵۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آورد طبیب جان یک طبله ره آوردیگر پیر خرف باشی تو خوب و جوان گردی
۲
تن را بدهد هستی جان را بدهد مستیاز دل ببرد سستی وز رخ ببرد زردی
۳
آن طبله عیسی بد میراث طبیبان شدتریاق در او یابی گر زهر اجل خوردی
۴
ای طالب آن طبله روی آر بدین قبلهچون روی بدو آری مه روی جهان گردی
صفحهٔ ۱ از ۳