شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۶۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عیسی چو توی جانا ای دولت ترساییلاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی
۲
ایمان ز سر زلفت زنار عجب بنددکز کافر زلف خود یک پیچ تو بگشایی
۳
ای از پس صد پرده درتافته رخسارتتا عالم خاکی را از عشق برآرایی
۴
جان دوش ز سرمستی با عشق تو عهدی کردجان بود در آن بیعت با عشق به تنهایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth