خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زریسنگ هم بوی برد نیز که زیباگهری
۲
دل نهادم که به همسایگیت خانه کنمکه بسی نادر و سبز و تر و عالی شجری
۳
سبزهها جمله در این سبزی تو محو شوندمن چه گویم که تری تو نماند به تری
۴
گرچه چون شیر و شکر با همه آمیختهایهیچ عقلی نپذیرد ز تو که زین نفری
صفحهٔ ۱ از ۱