خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکنی شیشه مردم گرو از من گیریهمه شب عهد کنی روز شکستن گیری
۲
شیری و شیرشکن کینه ز خرگوش مکشقادری که شکنی شیر و تهمتن گیری
۳
ای سلیمان که به فرمانت بود دیو و پریبی گنه مور چرا بر سر خرمن گیری
۴
ننگری هیچ غنی را و یکی عوری راخوش گریبان کشی و گوشه دامن گیری
صفحهٔ ۱ از ۲