شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۸۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ننگ هر قافله در شش دره ابلیسیتو به هر نیت خود مسخره ابلیسی
۲
از برای علف دیو تو قربان تنیبز دیوی تو مگر یا بره ابلیسی
۳
سره مردا چه پشیمان شده‌ای گردن نهکه در این خوردن سیلی سره ابلیسی
۴
شلغم پخته تو امید ببر زان تره زارز آنک در خدمت نان چون تره ابلیسی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth