شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۹۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد ز نای دولت بار دگر نواییای جان بزن تو دستی وی دل بکوب پایی
۲
تابان شده‌ست کانی خندان شده جهانیآراسته‌ست خوانی در می‌رسد صلایی
۳
بر بوی نوبهاری بر روی سبزه زاریدر عشق خوش عذاری ما مست و های هایی
۴
او بحر و ما سحابی او گنج و ما خرابیدر نور آفتابی ما همچو ذره‌هایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth