خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۰۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر مرا تو ندانی، بپرس از شب تاریشب است محرمِ عاشق، گواه ناله و زاری
۲
چه جای شب که هزاران نشانه دارد عاشقکمینهٔ اشک و رخ زرد و لاغری و نزاری
۳
چو ابر، ساعت گریه، چو کوه، وقت تحملچو آب، سجدهکنان و چو خاکِ راه ، به خواری
۴
ولیک این همه محنت، به گرد باغ چو خاریدرون باغ گلستان و یار و چشمهٔ جاری
صفحهٔ ۱ از ۳