شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو آسمان منی من زمین به حیرانیکه دم به دم ز دل من چه چیز رویانی
۲
زمین خشک لبم من ببار آب کرمزمین ز آب تو یابد گل و گلستانی
۳
زمین چه داند کاندر دلش چه کاشته‌ایز توست حامله و حمل او تو می‌دانی
۴
ز توست حامله هر ذره‌ای به سر دگربه درد حامله را مدتی بپیچانی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth