شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رسید ترکم با چهره‌های گل وردیبگفتمش چه شد آن عهد گفت اول وردی
۲
بگفتمش که یکی نامه‌ای به دست صبابدادمی عجب آورد گفت گستردی
۳
بگفتمش که چرا بی‌گه آمدی ای دوستبگفت سیرو یدی یلده یلدشم اردی
۴
بگفتمش ز رخ توست شهر جان روشنز آفتاب درآموختی جوامردی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth