خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۰۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیامدیم دگربار سوی مولاییکه تا به زانوی او نیست هیچ دریایی
۲
هزار عقل ببندی به هم بدو نرسدکجا رسد به مه چرخ دست یا پایی
۳
فلک به طمع گلو را دراز کرد بدونیافت بوسه ولیکن چشید حلوایی
۴
هزار حلق و گلو شد دراز سوی لبشکه ریز بر سر ما نیز من و سلوایی
صفحهٔ ۱ از ۴