خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پذیرفت این دل ز عشقت خرابیدرآ در خرابی چو تو آفتابی
۲
چه گویی دلم را که از من نترسیز دریا نترسد چنین مرغ آبی
۳
منم دل سپرده برانداز پردهکه عمریست ای جان که اندر حجابی
۴
چو پرده برانداخت گفتم دلا هیبه بیداریست این عجب یا به خوابی
صفحهٔ ۱ از ۴