خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا! چرا قول دشمن شنیدی؟چرا بهر دشمن ز چاکر بریدی؟
۲
چه سوگند خوردی؟ چه دل سخت کردی؟که گویی که هرگز مرا خود ندیدی
۳
مها! بار دیگر نظر کن به چاکرچنین دان، کاسیری ز کافر خریدی
۴
تو آب حیاتی، چو رویت بدیدمچو می در تن بنده هر سو دویدی
صفحهٔ ۱ از ۲