شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کالی تَیشی آینو سوْای اَفَندی چَلَبینیمشب بر بام مایی، تا کرا می‌طلبی
۲
گه سیه‌پوش و عصایی، که منم کالویروسگه عمامه و نیزه در کف که غریبم عربی
۳
چون عرب گردی، بگویی «فاعلاتن فاعلاتاَبصِرُوالدنْیا جَمیعاً فی قمیصِی تَخْتَبی
۴
علت اولی نمودی خویش را با فلسفیچه زیان دارد ترا؟! تو یاربی و یاربی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth