خلوتی با فرخی سیستانی
شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا گرفتم صنما وصل تو فرخنده به فالجز به شادی نسپردم شب و روز ومه و سال
۲
چه بود فالی فرخنده تر از دیدن دوستچه بود روزی پیروزتر از روز وصال
۳
بینی آن زلف سیاه از بر آن روی چو ماهکه بهر دیدنی از مهرش وجد آرم و حال
۴
جعد تو جیم نه و صورت او صورت جیمزلف تو دال نه وصورت او صورت دال
صفحهٔ ۱ از ۱۰