خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش رسیدم به گوش از لب جانان خطابای دل اگر عاشقی دیده بپوشان ز خواب
۲
پیش خیالت که هیچ دور مباد از نظرخواب چه باشد که نیست چشم جهان بین به خواب
۳
بسکه لطیف است آن عارض نازک به روچونکه نظر می کنی می چکد از دیده آب
۴
تا به صدارت نشست عشق تو در سینه امشد هوس آباد دل از ستم او خراب
صفحهٔ ۱ از ۲