خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن گل نو از کدامین بوستان برخاسته استکز نسیم او ز هر سو بوی جان برخاسته است
۲
عندالیان تا حکایت کرده زان بالا بلنداز درون سرو فریاد و فغان برخاسته است
۳
گرد لب خال وخط او سینه ها از بسکه سوختدودها اینک ز جان عاشقان برخاسته است
۴
گرد مشک است آن نشسته گرد رویش خط سبزظاهرا این گرد هم زان بوستان برخاسته است
صفحهٔ ۱ از ۲