خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با چشم من این اشک روان را چه فتادستبا جان من این سوز نهان را چه فتادست
۲
گر خون رود از دل که کبابست عجب نیستاین دیده خونابه چکان را چه فتادست
۳
اگر تن به تب هجر به پا بسته چو شمع استبا سوختن این رشته جان را چه فتادست
۴
از پای گر افتم من دور از تو به راهمآن گیسوی در پای کشان را چه فتادست
صفحهٔ ۱ از ۲