خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیخدمت تو کس به جهان عزتی نیافتشاهی که چاکر نو نشد حرمتی نیافت
۲
در نامه سعادت خود دردمند عشقبیداغ محنتی رقم دولتی نیافت
۳
تا غم نخورد و درد نیفزود قدر مردتا لعل خون نکرد جگر نیمنی نیافت
۴
دل زان لب و دهان نتوانست برد جانبودش مجال تنگ مگر فرصتی نیافت
صفحهٔ ۱ از ۲