خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی درد دلی لذت درمان نتوان یافتتاجان ندهی صحبت جانان نتوان یافت
۲
هر دل نبود جای غم عشق تو کان غمگنجیست که جز در دل ویران نتوان یافت
۳
در دامن خاری بنشینیم چو گل نیستبا درد بسازیم چو درمان نتوان یافت
۴
تا چشم تو جادو بود و خشم نو کافردر روی زمین هیچ مسلمان نتوان یافت
صفحهٔ ۱ از ۲