خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشتبسیاری دیده دریا شد و هر قطره ز دریا بگذشت
۲
گرچه در مجمع دل درد بود صدرنشینناله چون برتر ازو بود به بالا بگذشت
۳
گر صبا آمد و بوی تو ز ما داشت دریغشاکریم از تو به هر حال که بر ما بگذشت
۴
چمن جان مرا غنچه شادی بشکفتتا خیال دهنت در دل شیدا بگذشت
صفحهٔ ۱ از ۲