خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا خیالت را دلمه منزلگه استاز مه تو منزل من پر مه است
۲
گر لبت بوسم ز بسمل چاره نیستکافتتاح ملح از بسم الله است
۳
یک شبی با ما نشین کز دور عمریک شبی ماندست و آن هم کوته است
۴
محنت هجر تو ساعت ساعت استدولت وصل تو ناگه ناگه است
صفحهٔ ۱ از ۲