خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم ز خیال تو پر از نور تجلیستچشمی که چنین است به دیدار تو اولیست
۲
صورنگر از آن صورت و معنی چو خبر داشتانگیختن صورت چینش به چه معنیست
۳
بر طرف چمن سور به صد شرم بر آیداز سایة قد تو که همسایه طوبیست
۴
زآن طاق دو ابرو که بخوبی شده طاقندکریست در آن طاق که منسوب به کسریست
صفحهٔ ۱ از ۲