خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیال روی او در دیده نور استمخوانش دل که از دلبر صبور است
۲
به آن رخ میکند دعوی خویشیبه تابان و لیکن خویش دور است
۳
میان نیستی دیدیم و هستیمیان بار ما خیر الأمور است
۴
مرا با آن بهشتی رو به آتشسلاسل خوشتر از گیسوی حور است
صفحهٔ ۱ از ۲