شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در سر زلف تو تنها به دل شیدا رفتو دل هر دو به هم در سر این سودا رفت
۲
رفت دل بکنه چون باد در آن حلقه زلفشب تاریک زهی دل که چنین تنها رفت
۳
از سر زلف تو دوشینه حکایات درازهمه گفتند ولی باد صبا تنها رفت
۴
بر درت گرچه زدم خاک به چشمان رقیبحیف از آن سرمه که در دیده نابینا رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth