خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به از وصل رخت در جان تمنایی نیافتدیده از دیدار تو خوشتر تماشایی نیافت
۲
عقل در دور رخت چندان که هر جا کرد گشتچون سر زلفت سری خالی ز سودایی نیافت
۳
چون زمان وصل رویت بود نازک فرصتیهیچ عاشق فرصت بوسیدن پایی نیافت
۴
همچو نرگس مست عشق از صد قدح سرخوش نشدتا سر خود زیر پای سرو بالایی نیافت
صفحهٔ ۱ از ۲