خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز گاریست که هیچ نظری با ما نیستوین شب فرقت ما را سحری پیدا نیست
۲
با تو سوز دل عشاق مگر در نگرفتزانکه هیچت به جگر سوختگان پروا نیست
۳
مفتی شرع که از روی تو منعم فرمودغالب آن است که در علم نظر دانا نیست
۴
ای که گفتی هوس عشق برون کن ز دماغتک بچه کار آیدم آن سر که درو سودا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲