خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف معشوق سرکش افتادستعاشقان را به آن خوش افتادست
۲
میکشم دامتش اگرچه بلاستعاشق او بلاکش افتادست
۳
دل به نکه رخ دل افروزانچون کبابی بر آتش افتادست
۴
دیده را از نظاره سیری نیستلوح خوبی نقش افتادست
صفحهٔ ۱ از ۲