شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی لب تو این کرم از من دریغ داشتمی‌ها که داشت یک دو دم از من دریغ داشت
۲
بنمود صد گرم به حریفان هزار حیفبوسی دو نیز بر قدم از من دریغ داشت
۳
دی گفتمش بگز لب خود را به من بدهآن نقل هم ز خویش و هم از من دریغ داشت
۴
من مورم و نگین جم آن لب غریب نیستگر خاتم و نگین جم از من دریغ داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth