خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتمت سنگدلی آمد ازین نکته گرانتآن هم از سنگدلی بود که گفتیم چنانت
۲
گر صبا خوانمت از لطف و گل از غایت خوبیهم از این خسته شود خاطر نازک هم از آنت
۳
این همه دستگه حسن و ملاحت که تو داریگر کند بی سر و پانی ز تو سودی چه زیانت
۴
من و بیداری شب وآرزوی شمع جمالتمن و بیماری باریک و تمنای میانت
صفحهٔ ۱ از ۲