خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا با تو نقل و شراب آرزوستاز آن لب سوال و جواب آرزوست
۲
میان صفای می و شیشه بازمرا از تو جنگ و عتاب آرزوست
۳
اگر دیده دیدار جوید رواستکه نم دیده را آفتاب آرزوست
۴
به خون گر نه ای قانع اینک جگرگرت خوردن این کباب آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۲