خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا از چشم تو نازی نیاز استبه نازی کش مرا چندین چه ناز است
۲
دلم بنواز یعنی سوز و بگدازکه دل مسکین غمت مسکین نواز است
۳
رخت دارند و خط بیچارگان دوستکه این بیچاره سوز آن چاره ساز است
۴
مده گو لب چو زلف آمد به دستمکه گر روزش نبوسم شب دراز است
صفحهٔ ۱ از ۲