خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا با زلف او گر دسترس نیستهمین سودا که در سر هست پس نیست
۲
عنان دولت از اول . بیفتادبه دست ناکسان در دست کس نیست
۳
شکر را گر مپوشان خال مشکینیکه صبر از انگبین کار مگس نیست
۴
مفتی رخت من امشب چنان بردکه جز چشمی که پوشم از عس نیست
صفحهٔ ۱ از ۲