خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مه لاف حسن زد به نو زا رخ بر او گرفتخط جانب رخ نو گرفت و نکو گرفت
۲
بوی تو چون شنیدن گل عندلیب مستچندان کشید ناله که آواز او گرفت
۳
از بوس پایه سرو بهم پوست باز کرددر هر گه که پای بوس توأم آرزو گرفت
۴
زاهد به صحبت نو پر رندان درد نوشآن روز بار یافت که بر سر سبو گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲