خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست ما را بجز آن جان و جهان در یایستزانکه پی او په جهانست و نه جان دریایست
۲
خاک آن در طلیم تا بنهم رخ آنجاکه رخ زرد مرا نیست جز آن دریایست
۳
در نمی با پدرش از خوبی تیبانی هیچاین همه هست، میانست و دهان دریایست
۴
پیش آن غمزه کباب جگر من منهیدکه به بیمار غذا نیست چنان در یایست
صفحهٔ ۱ از ۲