خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزار شکر که آن چشم پر خمارم کشتوگرنه حسرت آن خواست زار زارم کشت
۲
پر واجب است به هر گشتن توأم شکریهزار شکر که چشمت هزار بارم کشت
۳
دعای زندگیم گو مکن کس از یارانبس است زندگی من همین که بارم کشت
۴
شب فراق بشارت بکشتنم دادیچه منت است ز نو کآن شب انتظار کشت
صفحهٔ ۱ از ۲